تبليغاتX
عاشقان ظهور
 
 
 
   
 
 

بسم رب المهدی

 

سالروز شهادت حضرت فاطمه (س) را به تمام عاشقان تسلیت عرض می کنم

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مجید
 
 
   
 
 

بسم رب المهدی

 

دانلود گوشه ای از مراسم به عرش رفتن پیکر پاک حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره)  

Grand Ayatollah Bahjat (ra) Funeral

 

 

دانلود

Download

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مجید
 
 
   
 
 

بسم رب المهدی

 

هيچ چيزي براي گفتن ندارم

 او هم رفت

همين

او هم رفت

 
 
 |    نوشته شده توسط مجید
 
 
   
 
 

بسم رب المهدی

 

سالروز شهادت حضرت فاطمه (س) (به روایتی) را به تمام عاشقان تسلیت عرض می کنم

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مجید
 
 
   
 
 

بسم رب المهدی

 

ولادت حضرت زینب (س) بر تمام عاشقان مبارکباد

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مجید
 
 
   
 
 

بسم رب المهدی

 

واکنشهای اجتماعی (۱)

 

تنها در مباحث فيزيكى نيست كه ما به قانونى با نام «قانون عكس العمل» روبه رو مى شويم كه اگر فى المثل جسمى با فشار معيّنى به ديوار برخورد كند با همان نيرو و فشار به عقب رانده مى شود، بلكه در مسائل اجتماعى اين قانون را محسوستر مى يابيم.

   آزمونهاى تاريخى به ما نشان مى دهد كه همواره تحوّلها، و انقلابهاى وسيع، عكس العمل مستقيم فشارهاى قبلى بوده است; و شايد هيچ انقلاب گسترده اى در جهان رخ نداده مگر اين كه پيش از آن فشار شديدى در جهت مخالف وجود داشته است.

   به تعبير ديگر، هميشه تندرويها سرچشمه دگرگونيها شده است; مثلا:

   1ـ انقلاب علمى اروپا (رنسانس) ـ واكنشى در برابر يكهزار سال جهل وعقب ماندگى قرون وسطا، و فشارهائى كه از طرف متولّيان خرافى كليسا در جهت عقب نگاهداشتن مردم اعمال مى شد ـ بود، كه يكباره عوامل جهل را كنار زدند; و مشعل علم را برافروختند و پرچم دانش را در همه جا به اهتزاز در آوردند.

 

   2ـ انقلاب كبير فرانسه به سال 1789 ـ كه جهشى فوق العاده در جهت سياسى و اجتماعى بود در برابر استبداد و استعمار طبقاتى و زور گويى و خود كامگى رژيمهاى حاكم ظاهر گشت كه جامعه فرانسه و سپس جوامع ديگر اروپايى را وارد مرحله نوينى از تاريخ خود ساخت و حكومت قانون را ـ البتّه تا حدودى ـ جانشين زور و استبداد نمود.

 

   3ـ انقلاب بر ضدّ بردگى ـ در سال 1848 كه نخست از انگلستان آغاز شد ـ نتيجه طرز رفتار فوق العاده خشن و ضدّ انسانى برده داران با بردگان بود كه از يك سو آتش انقلاب را در خود بردگان، و از سوى ديگر در عواطف برانگيخته شده جامعه ها به سود بردگان، شعلهور ساخت; و نظام بردگى را در هم پيچيد، هر چند شكل ديگرى از بردگى كه مرموزتر و وسيع تر از آن بود جاى آن را گرفت و تحت عنوان «كمك به آبادى كشورهاى عقب مانده» آيين «استعمار به» وجود آمد!

   نظام بردگى در هر حال مى بايست برچيده شود، ولى طرز رفتار با بردگان آن را تسريع كرد.

 

   4ـ انقلاب بر ضدّ استعمار، در عصر ما، واكنش مستقيم رفتارهاى ضدّ انسانى استعمارگران در مستعمرات بوده و هست; كه باعث شكفتن شعور اجتماعى مردم استعمار زده گرديد و پرچم مخالفت را با قدرتهاى استعمارى بر افراشتند، هر چند غالباً به استقلال كامل اقتصادى و اجتماعى و سياسى و فكرى نينجاميد; ولى وضع با سابق بسيار تفاوت پيدا كرده است.

 

   5ـ انقلاب كمونيستى ـ در سال 1917 عكس العمل مظالم سرمايه داران و تجاوز بى حساب آنها به حقوق اكثريّت توده هاى زحمتكش و خلقهاى به زنجير كشيده شده بود; هر چند ـ چنانكه در جاى خود گفته ايم ـ اين انقلاب نيز به آزادى طبقات رنجديده منتهى نگرديد، و نظام استبدادى ديگرى تحت عنوان «ديكتاتورى پرولتاريا» كه در حقيقت ديكتاتورى تعداد انگشت شمارى سران حزب بود جاى آن را گرفت.

 

   6ـ انقلاب بر ضدّ تبعيضات نژادى ـ كه هم اكنون در دنيا جريان دارد، واكنش فشارهاى شديد نژاد سفيد بر سياه پوستان، و محروميّت فوق العاده آنان از حقوق اجتماعى است.

* * * * * * * * *

   اگر تاريخ را ورق بزنيم و به عقب باز گرديم، در همه جا با مظاهر قانون عكس العمل رو به رو مى شويم.

   تاريخ پيامبران پر است از يك سلسله تحوّلها كه زمينه آنها در اثر فشارهاى شديد اجتماعى از پيش فراهم شده بود، و پيامبران با تعليمات آسمانى خود اين انقلابها را رهبرى و بارور ساختند، و در مسير صحيح پيش بردند.

 

   نه تنها در ميان سرگذشتهاى واقعى ملّتهاى جهان، نمونه هاى فراوانى براى اين قانون در تاريخ معاصر و قديم مى يابيم; بلكه در اسطوره ها و افسانه هاى اقوام نيز بازتاب اين قانون بخوبى ديده مى شود.

   در افسانه «ضحّاك مار دوش» و «كاوه آهنگر» آمده است كه خوراك مارهايى كه بر دوش او سبز شده بود مغز انسان بود و همه روز بايد مغز يا مغزهايى را از جمجمه ها بيرون كشند، و به مارها بدهند تا آرام بگيرند!

   حقيقت همين است كه مار زهر آگين و خوش خطّ و خال «استعمار» خوراكش مغزهاست; و استعمار فكرى ريشه و اساس همه استعمارها محسوب مى شود!

   سپس مى بينيم از ميان همين جامعه محرومى كه زير ضربات ضحّاك قرار داشت، آهنگرى كه فشار آتش را ديده و بازوى توانايش قادر به كوبيدن پتك انقلاب بود برخاست و از همان پيش بند آهنگرى كه مدّتها در برابر جرقّه هاى آتش مقاومت كرده، و فشارها را به خود پذيرفته بود، پرچم انقلاب ساخت، و دستگاه ضحّاك بيدادگر را در هم پيچيد و واكنش نهايى انجام پذيرفت!

 

* * * * * * * * *

   در «روانكاوى» و «روانشناسى» امروز نيز بحثى وجود دارد كه بازتاب ديگرى از اين قانون است.

   اين بحث به ما مى گويد: اگر اميال انسان به صورت مناسبى ارضا نشود، اين اميال سركوفته و واپس زده، از مرحله «شعور ظاهر» به مرحله «باطن» و ناشناخته روح، عقب نشينى مى كند، و در وجدان، ناآگاه (ضمير باطن) تشكيل عقده يا «كمپلكس» مى دهد; بلكه به عقيده بعضى ضمير باطن چيزى جز همين اميال واپس زده نيست!

   آنها در نهانگاه ضمير آدمى آرام نمى نشينند، و دائماً سعى دارند خود را به نحوى نشان دهند; عكس العمل اين عقده ها در افراد بسيار متفاوت است، ولى مى توان گفت غالباً خود را در يكى از اشكال زير نشان مى دهند:

   1ـ از طريق ايجاد اختلال روانى و به هم زدن دستگاه خود آگاه فكر.

   2ـ از طريق فرار و گريز از اجتماع وانزوا و بدبينى.

   3ـ از طريق انتقامجويى ناآگاهانه از جامعه اى كه او را چنين ساخته!

   4ـ از طريق ارضا در صورتهاى بدلى و خيالى.

   5ـ از طريق «تصعيد» و پرواز به مراحل عاليتر!

 

* * * * * * * * *

   مثلا، فرض كنيد پسرى تمايل شديدى به دخترى پيدا كرده است و باز فرض كنيد بر اثر مخالفت شديد پدر و مادر او با ازدواج آنان نتوانسته است به وصال همسر مورد علاقه اش برسد، اين عشق سوزان از مرحله خود آگاه روح او، به شعور باطن، رانده مى شود و نه تنها نابود نمى گردد، بلكه بزودى واكنش هاى شديد از خود نشان مى دهد.

   ممكن است او را ديوانه كند; يا براى هميشه به انزوا بكشاند; يا از او يك انسان انتقامجو و جنايتكار خطرناك بسازد; يا او را به شعر و ادب متوجّه كند; و در جهان رؤياهاى شاعرانه به وصال محبوب برساند.

   امّا گاهى همين عشق مادّى ممكن است تبديل به يك عشق عميق آسمانى و الهى گردد; و از غير خدا دل بر كند و به صورت عارفى وارسته، با افكارى بلند و دور پرواز تجلى كند; و البتّه اين تفاوتها به خاطر تفاوتهاى ديگر روانى و آمادگيها و زمينه هاى مختلف روحى افراد است.

   بنابراين، ملاحظه مى كنيم كه فشارهاى روانى نيز همواره با انقلاب و واكنشى شديد روبه رو مى شود كه چهره ديگرى از قانون عكس العمل است.

 

* * * * * * * * *

نتيجـه :

   اين قانون به ما مى گويد وضع كنونى جهان، آبستن انقلابى است.

   فشار جنگها، فشار مظالم و بيدادگريها، فشار تبعيضها و بيعدالتيها، توأم با ناكامى و سرخوردگى انسانها از قوانين فعلى براى از بين بردن يا كاستن اين فشارها، سرانجام واكنش شديد خود را آشكار خواهد ساخت.

   سرانجام اين خواستهاى واپس زده انسانى، در پرتو آگاهى روز افزون ملّتها، چنان عقده اجتماعى تشكيل مى دهد كه از نهانگاه ضمير باطن جامعه، با يك جهش برق آسا، خود را ظاهر خواهند ساخت و سازمان نظام كنونى جوامع انسانى را به هم مى ريزند; و طرح نوينى ايجاد مى كنند.

 

   طرحى كه در آن نه از مسابقه كمرشكن تسليحاتى خبرى باشد; و نه از اينهمه كشمكشهاى خسته كننده و پيكارهاى خونين و استعمار و استبداد و ظلم و فساد و خفقان.

   و اين بارقه ديگرى است از آينده روشنى كه جامعه جهانى در پيش دارد.


۱. حكومت جهانى مهدى (عج)(حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی)

 
 
 |    نوشته شده توسط مجید
 
 
   
 
 

بسم رب المهدی

 

 

هماهنگى با نظام آفرينش (۱)

 

جهان هستى تا آنجا كه مى دانيم مجموعه اى از نظامها است.

   وجود قوانين منظّم و عمومى در سرتاسر اين جهان دليل بر يكپارچگى و به هم پيوستگى اين نظام است.

   مسأله نظم و قانون و حساب در پهنه آفرينش يكى از اساسى ترين مسائل اين عالم محسوب مى شود.

   فى المثل، اگر مى بينيم صدها دستگاه مغز الكترونيكى نيرومند دست به دست هم مى دهند تا با انجام محاسبات دقيق سفرهاى فضايى، راه را براى مسافران فضا هموار سازند و محاسبات آنها درست از آب در مى آيد و قايق ماه نشين در محلّ پيش بينى شده در كره ماه فرود مى آيد با اينكه كره ماه و زمين هر دو بسرعت در حركتند، بايد توجّه داشته باشيم كه اين جريان مديون نظام دقيق منظومه شمسى و سيّارات و اقمار آن است; زيرا اگر از سير ثابت و منظّم خود منحرف مى شدند، سرنوشت مسافران فضا دگرگون مى گشت و معلوم نبود به كدام نقطه پرتاب خواهند شد.

   از جهان بزرگ، وارد عالم كوچك و كوچكتر و بسيار كوچك مى شويم; در اينجا ـ مخصوصاً در عالم موجودات زنده. نظم مفهوم زنده ترى به خود مى گيرد و هرج و مرج در آن هيچ محلّى ندارد.

   مثلا، به هم خوردن تنظيم سلّولهاى مغزى انسان كافى است كه سازمان زندگى او را به گونه غم انگيزى به هم بريزد.

   در اخبار جرائد آمده بود كه يك جوان دانشجو بر اثر يك تكان شديد مغزى در يك حادثه رانندگى، تقريباً تمام گذشته خود را فراموش كرده است; در حالى كه از جهات ديگر سالم است، برادر و خواهر خود را نمى شناسد، و از اين كه مادرش او را در آغوش مى فشارد و مى بوسد وحشت مى كند، كه اين زن بيگانه با من چكار دارد!

   او را به زادگاهش مى برند; به اطاقى كه در آن بزرگ شده، به كارهاى دستى و تابلو نقّاشى خودش مى نگرد و مى گويد اين نخستين بار است كه چنين اطاق و تابلويى را مشاهده مى كند! شايد فكر مى كند از كره ديگرى به اين كره قدم گذارده است كه همه چيز براى او تازگى دارد.

   شايد از ميان چند ميليارد سلّول مغز او، تنها چند سلّول ارتباطى كه گذشته را با «حال» پيوند مى داده، از كار افتاده است، ولى همين به هم خوردن تنظيم جزئى، چه اثر وحشتناكى به بار آورده!

   يك اتم را بزرگ مى كنيم به شكل منظومه شمسى در مى آيد، و اگر فرضاً منظومه شمسى را كوچك كنيم همچون يك اتم خواهد شد، هر دو نظام واحدى دارند; بزرگترين منظومه ها، و كوچكترين منظومه ها!

   آيا در جهانى اينچنين، انسانى كه جزئى از اين كلّ است مى تواند يك وضع استثنائى به خود بگيرد، و به صورت وصله ناهمرنگى در آيد!

   آيا جامعه انسانى مى تواند با انتخاب «لانظام»، هرج و مرج، ظلم و ستم، نابسامانى و ناهنجارى، خود را از مسير رودخانه عظيم جهان آفرينش كه همه در آن با برنامه و نظم پيش مى روند كنار بكشد!

   آيا مشاهده وضع عمومى جهان ما را به اين فكر نمى اندازد كه بشريّت نيز خواه ناخواه بايد در برابر نظام عالم هستى سر فرود آرد، و قوانين منظّم و عادلانه اى را بپذيرد، و به مسير اصلى باز گردد; و همرنگ اين نظام شود!

   نظرى به ساختمان دستگاههاى گوناگون و پيچيده بدن هر انسانى مى افكنيم مى بينيم همه آنها تابع قوانين و نظم و حسابى هستند; با اين حال، چگونه جامعه بشريّت بدون پيروى از ضوابط و مقرّرات و نظام صحيح و عادلانه مى تواند بر قرار بماند!

   ما خواهان بقا هستيم و براى آن تلاش مى كنيم، منتها هنوز سطح آگاهى اجتماع ما به آن حد نرسيده كه بدانيم ادامه راه كنونى منتهى به فنا و نابودى ما مى شود; ولى كم كم به عقل مى آئيم، و اين درك و رشد فكرى براى ما حاصل مى گردد.

   ما خواهان منافع خويشتن هستيم، ولى هنوز نمى دانيم كه ادامه وضع فعلى منافع ما را بر باد مى دهد، امّا تدريجاً ارقام و آمار زنده و گويا را مثلا در ـ مورد مسابقه تسليحاتى ـ در برابر چشممان مى گذاريم و مى بينيم چگونه نيمى از فعّالترين نيروهاى فكرى و جسمانى جوامع جهان، و نيمى از ثروتها و سرمايه هاى بزرگ، در اين راه، به هدر مى رود; نه تنها به هدر مى رود بلكه در مسير نابود كردن نيم دوم به كار مى افتد!

   همزمان با افزايش سطح آگاهى ما، به روشنى مى يابيم كه بايد به نظام عمومى عالم هستى بپيونديم، و همانطور كه واقعاً جزئى از اين كل هستيم، عملا هم چنين باشيم; تا بتوانيم به اهداف خود در تمام زمينه هاى سازنده برسيم.

* * * * * * * * *

نتيجه اينكه: نظام آفرينش دليل ديگرى بر پذيرش يك نظام صحيح اجتماعى در آينده، در جهان انسانيّت خواهد بود.


۱. حكومت جهانى مهدى (عج)(حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی)

 
 
 |    نوشته شده توسط مجید
 
 
   
 
 

بسم رب المهدی

 

سالروز رحلت حضرت معصومه (س) را به تمام عاشقان تسليت عرض مي كنم

 

عده‌اي نيز قائلند: وقتي حضرت معصومه بدن‌هاي پاره پاره برادران و برادر زادگان خويش را كه 23 نفر بودند را ديد، به شدت غمگين گشت و در اثر آن بيمار شد.

نویسنده: يدالله حاجي زاده
دهم ماه ربيع الثاني سالروز رحلت حضرت فاطمه معصومه (س) مي‌باشد. حضرت معصومه يكسال پس از ورود برادرش حضرت امام رضا(ع) به ايران به همراه عده‌اي از برادران و خواهران و عده دیگری از خویشان به منظور ديدار امام رضا (ع) وارد ايران شدند.[1] جعفر مرتضي عاملي مي‌نويسد:
«حضرت معصومه در رأس يك قافله 22 نفري متشكل از علويان و برادران امام رضا (ع) براي ديدار با آن امام همام رهسپار ايران گرديد»[2]

البته برخي از پژوهشگران تعداد افراد اين كاروان را حدود 400 نفر نوشته‌اند و قائلند 23 نفر از آنان در ساوه كشته شدند.[3] پس از آنكه حضرت معصومه و همراهيان ايشان به ساوه رسيدند، مأموران حكومتي با آن‌ها درگير شدند و بسياري از افراد اين قافله را به شهادت رساندند. در همين زمان حضرت معصومه بيمار شد. از خادمش پرسيد: از اينجا تا قم چقدر فاصله است؟ خادم عرض كرد: 10 فرسخ. حضرت فرمود: مرا از اينجا به قم منتقل كن[4]. در همين زمان موسي بن خررج که از بزرگان آل سعد و از شيعيان قم بود به خدمت حضرت معصومه مشرف شد و زمام ناقه او را گرفت و به سراي خويش فرود آورد.[5]

علّت بيماري:
برخي از محققان معتقدند که حضرت معصومه (س) در ساوه مسموم شد و سپس با حالت بيماري وارد قم شد. و پس از مدت كوتاهي به شهادت رسيد.[6] محمدي اشتهاردي مي‌نويسد:

«مطابق نقل بعضي مسموم نمودن حضرت توسط زني در ساوه انجام شد».[7]

عده‌اي نيز قائلند:
«وقتي حضرت معصومه بدن‌هاي پاره پاره برادران و برادر زادگان خويش را كه 23 نفر بودند را ديد، به شدت غمگين گشت و در اثر آن بيمار شد».

پس از ورود حضرت معصومه (س) به قم در روز 23 ماه ربيع الاول،[8] آن حضرت 17[9] يا 19[10] روز ساكن منزل موسي بن خررج بود. و در اين مدت با حالت بيماري مشغول عبادت و راز و نياز با خداوند بود.

زمان رحلت:
قول مشهور اين است كه حضرت معصومه پس از آنكه در 23 ماه ­ربيع­الاول وارد قم شدند، 17 روز بيشتر زنده نبودند. بنابراين رحلت آن حضرت بايد دهم ماه ربيع الثاني صورت گرفته باشد. علی اکبر مهدی­پور مي‌نويسند:

«روز رحلت حضرت معصومه دهم ماه ربيع الثاني سال 201 هجري بوده است».[11]

برخي از محققان نيز دوازدهم ربيع الثاني[12] را به عنوان روز رحلت ذكر كرده‌اند. محمدي اشتهاردي مي‌نويسد:

«همانگونه كه برخي از بزرگان گفته‌اند، انصاف اين است كه براي جمع كردن بين قول اول و دوم، براي بزرگداشت مقام آن بانوي بزرگوار سه روز 10، 11، و 12 ماه ربيع الثاني را به عنوان سوگواري معصوميه، مراسم برگزار شود».[13]

پس از رحلت حضرت معصومه (س) زنان آل سعد بي‌بي فاطمه معصومه را غسل دادند و كفن كردند.[14] سپس جسم مطهر آن حضرت به باغ موسي بن خررج (محل فعلي حرم مطهر ایشان) برده شد. در آن هنگام ميان اشعريان (آل سعد) بر سر اينكه چه كسي شايستگي دفن آن بدن مقدس را دارد اختلاف روي دارد... ناگهان دو سوار نقابدار از طرف رودخانه قم به پيش آمدند و وقتي نزديك بدن مطهر رسيدند از اسب پياده شدند. نخست بر ان نماز گزاردند و سپس وارد سردابي كه براي تدفين وي مهيا شده بود، شدند و به كمك يكديگر او را به خاك سپردند. و بدون اينكه با كسي سخن بگويند آن محل را ترك كردند. كسي نفهميد آنان چه كساني بودند.[15]
برخي از محققان احتمال داده‌اند كه اين دو سوار امام رضا (ع) و امام جواد(ع) بوده‌اند.[16]
با توجه به اينكه ولادت حضرت معصومه اول ذي القعده سال 173[17] هجري مي‌باشد. و با توجه به زمان رحلت آن حضرت يعني سال 201 هجري، بنابراين سن مبارك آن حضرت هنگام وفات 28 سال بوده است.

--------------------------------------------------------------------------------

[1]- قمي، حسن بن محمد بن حسن؛ تاريخ قم، ترجمه حسن بن علي بن حسن عبدالملك قمي، تهران، طوس، 1361، ص 213.
[2]- عاملي، جعفرمرتضي؛ الحياة السياسه للامام الرضا، بي‌جا، دارالتبليغ الاسلامي، 1398، ص 428.
[3]- محمدي اشتهاردي، محمد، حضرت معصومه فاطمه دوم، قم، علامه 1375، چاپ اول، ص 118.
[4]- قمي، حسن بن محمد؛ پيشين، ص 213.
[5]- همان.
[6]- عاملي، جعفرمرتضي؛ پيشين، ص 428.
[7]- محمدي اشتهاردي، پيشين، ص 123 به نقل از وسيله المعصومين، ص 68.
[8]- همان، ص 119.
[9]- قمي، حسن بن محمد بن حسين؛ پيشين، ص 213.
[10]- مجلسي، محدباقر؛ بحارالانوار، تهران، مكتب الاسلاميه، بي‌تا، ج60، ص 219.
[11]- مهدي پور، علي اكبر؛ كريمه اهل بيت، قم، حاذق، بي‌تا، ص 109.
[12]- منصوري، مهدي؛ حيات الست، قم، صحفي، 1339، ص 8.
[13]- محمدي اشتهاردي، محمد؛ پيشين، ص 115-114.
[14]- فيض، عباس؛ گنجينه آثار قم، مهر، 1349، ج1، ص 390.
[15]- قمي، حسن بن محمد، پيشين، ص 214-213 با اندكي تفاوت.
[16]- جمعي از نويسندگان، مجموعه مقالات، قم، زائر، 1384، ص 118 به نقل از گنجينه دانشمندان، ج1، ص 15-14.
[17]- نمازي، شيخ علي؛ مستدرك سفينة البحار، مشهد، چاپخانه خراسان، ج8، ص 257.


منبع:پژوهه

 
 
 |    نوشته شده توسط مجید
 
 
   
 
 

بسم رب المهدی

 

ولادت حضرت امام حسن عسگری(ع) را به پیشگاه آقا امام زمان (عج) و

همچنین به تمام عاشقان تبریک عرض می کنم

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مجید
 
 
   
 
 

بسم رب المهدی

 

آغاز امامت حضرت بقیةالله الاعظم(عج) اروحناه فداه بر تمام عاشقان این

 جهان هستی مبارک باد

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مجید
 
انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست
 

pctfx3.1

Desert Fix Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي زيباي وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Web Hosting

میزبانی میزبان هاست دامین هاستینگ دامنه دومین