|
بسم رب المهدی
خطبه ۸۳ بخش چهاردهم
ثُمَّ أُدْرِجَ فِی أَكْفَانِهِ مُبْلِساً، وَجُذِبَ مُنْقَاداً سَلِساً، ثُمَّ أُلْقِیَ عَلَى الاَْعْوَادِ رَجِیعَ وَصَب، وَ نِضْوَ سَقَم، تَحْمِلُهُ حَفَدَةُ الْوِلْدَانِ...
امیر مؤمنان در ذیل فرمایشاتشان كه در خطبه هشتاد و سه نهج البلاغه آمده است اشاره به سرنوشت بسیار عبرت انگیز انسان بعد از مرگ مى كند و مى فرماید: سپس او را در كفن هایش مى پیچند، در حالى كه از همه چیز مأیوس شده و همه را به دست فراموشى سپرده است.
و او را به آسانى در حالى كه كاملا تسلیم است، برمى گیرند و پیكر خسته و رنجیده اش را كه بر اثر بیمارى ها كاملا لاغر شده، بر چوب هاى تابوت مى افكنند
در حالى كه فرزندان و نوه ها و جمع دوستان، تابوت او را بر دوش مى كشند و به سوى خانه غربت -كه دیدار او در آنجا از همگان قطع مى شود و در تنهایى وحشتناكى، فرو مى رود- حمل مى كنند.
این وضع همچنان ادامه مى یابد تا تشییع كنندگان (باسپردن جنازه او به آرامگاه ابدیش) باز گردند و گریه كنندگانِ بى تاب، خاموش شوند (و او را تنها بگذارند) در آن حفره گورش مى نشانند (و از او سؤال مى كنند) در حالى كه از ترس و تحیّر در برابر سؤال و لغزشِ در آزمون، آهسته سخن مى گوید.
هنگامى كه انسان چشم از این جهان مى پوشد، وضع او به كلّى دگرگون مى شود.
تا آن لحظه كه زنده بود، همگام و همرنگ با محیط و سایر زندگان بود; امّا اكنون حسابش به كلّى جدا شده، باید هر چه زودتر این موجود ناهمرنگ، از میان جمع خارج شود و به آنجا كه رابطه اش با جامعه انسانى به كلّى قطع مى گردد، سپرده شود.
لحظاتى است بسیار عبرت انگیز! نه از خود اراده اى دارد، نه چیزى با خود مى برد، نه كسى مى تواند براى او كارى انجام دهد، نه ناله ها و فریادها و گریه ها سودى براى او دارد و نه نزدیكترین دوستان، كارى از دستشان ساخته است.
جنازه او را به سرعت بر مى دارند و دور مى كنند و در گورى سرد و خاموش، زیر خروارها خاك، پنهان مى سازند.
تنها چیزى كه در ظاهر همراه او مى فرستند، همان چند قطعه پارچه بسیار كم ارزش و ندوخته است كه آخرین لباس او را تشكیل مى دهد.
نه از تخت و تاج شاهى خبرى است، و نه از زر و زیورها، و نه از كاخ ها و قصرها!
اینجاست كه امیر مؤمنان على(علیه السلام) همانند بسیارى از پیشوایان بزرگ اسلام، توصیه مى كند كه براى مهار زدن نفس طغیانگر، به یاد این لحظات بیفتید و بسیار از آن یاد كنید!
چگونه از چیزى غافل مى شوید كه او از شما غافل نمى شود؟
|